تبليغاتX
صادقانه
فرهنگی هنری

برای محسن عزیز دور از وطن

چشم تو زیر سایه مژگان چه ناز داشت

ان شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم

مستانه سر به سینه مهتاب میگذاشت

با خنده ای که روی لبت رنگ می نهفت

چشم تو زیر سایه مژگان چه ناز داشت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:8  توسط صادق  | 

قربانی
امشب بر آستان جلال تو
آشفته ام ز وسوسه الهام
جانم از این تلاش به تنگ آمد
ای شعر ... ای الهه خون آشام
دیریست کان سروده خدایی را
در گوش من به مهر نمی خوانی
دانم که باز تشنه خون هستی
اما ... بس است این همه قربانی
خوش غافلی که از سر خود خواهی
با بندهات به قهر چها کردی
چون مهر خویش در دلش افکندی
او را ز هر چه داشت جدا کردی
دردا که تا بروی تو خندیدم
در رنج من نشستی و کوشیدی
اشکم چو رنگ خون شقایق شد
آن را بجام کردی و نوشیدی
چون نام خود بپای تو افکندم
افکندیم به دامن دام ننگ
آه ... ای الهه کیست که میکوبد
اینه امید مرا بر سنگ ؟
در عطر بوسه های گناه آلود
رویای آتشین ترا دیدم
همراه با نوای غمی شیرین
در معبد سکوت تو رقصیدم
اما... دریغ و درد که جز حسرت
هرگز نبوده باده به جام من
افسوس ... ای امید خزان دیده
کو تاج پر شکوفه نام من ؟
از من جز این دو دیده اشک آلود
آخر بگو...چه مانده که بستانی ؟
ای شعر ...ای الهه خون آشام
دیگر بس است ... اینهمه قربانی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 15:21  توسط صادق  | 

نرگس .

گل زمستان است

زمستان است گل نرگس....

        

                                                                             ترانکها(دکتر غلامرضا کافی)

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:49  توسط صادق  | 

این روز ها دلم هوای کبوترایی که آروم توی

حرم امام رضا دارن دون می چینن . کرده

یا امام قریب ما رو هم دعوت کن

...... میخوام بیام به مرقدت

       به طواف کفترای گنبدت

          براشون یه کیسه گندم بیارم

              خبر از دردای مردم بیارم    .......  (مرحوم اقاسی)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 17:18  توسط صادق  | 

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش

اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم

اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم

منو ببخش اگه شبا فقط ترو خواب می بینم

منو ببخش اگه ترو می سپارمت دست خدا

اگه پیش غریبه ها بجای تو می گم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

منو ببخش اگه فقط می خوام باشی مال خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 8:25  توسط صادق  | 

سهراب سپهری 

ني ها، همهمه شان مي آيد

مرغان، زمزمه شان مي آيد .

در باز ونگه كردم

و پيامي رفته به بي سويي دشت .

گاوي زير صنوبرها،

ابديت روي چپرها .

از بن هر برگي وهمي آويزان

و كلامي ني ،

نامي ني .

پايين، جاده بيرنگي .

بالا، خورشيد هم آهنگي

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 17:33  توسط صادق  | 

 بیا تاقدر یکدیگر بدانیم

که تا ناگه زیکدیگر نمانیم

غرض ها تیره دارد دوستی را

غرض ها را چرا از دل نرانیم

فسون قل اعوذ و قل هوالله

چرا در عشق همدیگر نخوانیم

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ماهم مردمانیم

چو بعد مرگ خواهی اشتی کرد

همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مردم اشتی کن

که در تسلیم ما چون مردگانیم

گهی خوشدل شوی از من که میرم

چرا مرده پرست و خصم جانیم

چو برگورم بخواهی بوسه دادن

رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

                                     "حضرت مولانا"

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 13:8  توسط صادق  | 

سلام...............

امروز ۳۰ ابان ۸۵ روز تولد صادقانه است

پس زنده باد ۳۰ ابان......

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 13:55  توسط صادق  |